قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی

قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی

قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی

در سال ۱۹۹۶، راب هال و اسکات فیشر هرکدام یک تیم اکسپدیشن تجاری را سرپرستی می کردند که سعی در صعود به قله اورست داشتند. هر گروه شامل سرپرست، چندین راهنما و هشت مشتری میشد. اگرچه بسیاری از اعضای تیم در ۱۰ می به قله رسیدند، اما در هنگام فرود با خطرات جدی مواجه شدند. درنتیجه پنج نفر، از جمله دو سرپرست بسیار با استعداد، هنگام تلاش برای پایین آمدن از کوه در طول یک شب طوفانی کشته شدند.

بسیاری از بازماندگان و کارشناسان کوهنوردی اشاره کرده اند که این دو سرپرست در جریان این فاجعه تصمیمات ضعیفی گرفتند. شاید مهم‌تر از همه، این گروه‌ها یک قانون تصمیم‌گیری حیاتی را که برای محافظت در برابر خطرات فرود پس از شب ایجاد شده بود، نادیده گرفتند. کوهنوردان معمولاً آخرین حرکت خود را به سمت قله از کمپی که در ارتفاع حدود ۸۰۰۰ متری قرار دارد آغاز می کنند. آنها در طول شب صعود می کنند، به امید اینکه تا ظهر به قله برسند. سپس نفرات به کمپ بازگشته و تلاش می کنند تا قبل از غروب آفتاب به امنیت چادرهای خود برسند. این برنامه فشرده ۱۸ ساعته جای کمی برای خطا باقی می گذارد.

اگر کوهنوردان در طول صعود عقب بمانند، با فرود شبانه بسیار خطرناکی روبرو می شوند. هال و فیشر این خطرات را تشخیص دادند. علاوه بر این، آنها فهمیدند که افراد پس از نزدیک شدن به هدفشان،به سختی دست از تلاش برای صعود به قله برمیدارند. آن‌ها می‌دانستند که کوهنوردان وقتی به قله نزدیک می‌شوند، به ویژه در معرض «سوگیری هزینه از دست رفته» هستند. بنابراین، آنها از پایبندی دقیق به یک قانون تصمیم گیری از پیش تعیین شده حمایت کردند. فیشر آن را به عنوان “قانون ساعت دو” -یا آنچه ما به عنوان قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی می شناسیم- توصیف کرد – یعنی وقتی مشخص شد که یک کوهنورد نمی تواند تا ساعت دو بعد از ظهر به قله برسد، باید صعود خود به قله خود را متوقف کرده و به محل امن برگردد. اگر کوهنوردان این کار را انجام ندادند، وظیفه سرپرستان یا راهنماها خواهد بود که به کوهنورد دستور بازگشت دهند. یکی از اعضای تیم به یاد می‌آورد: «راب به طور مکرر درباره اهمیت داشتن یک زمان چرخش از پیش تعیین‌شده در روز قله و رعایت آن صرف نظر از اینکه چقدر به قله نزدیک بودیم، برای ما سخنرانی کرده بود».

متأسفانه سرپرستان، راهنماها و اکثر مشتریان قانون چرخش (قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی) را در طول صعود نادیده گرفتند. تقریباً همه اعضای تیم، از جمله دو سرپرست، بعد از ساعت دو به قله رسیدند. در نتیجه، بسیاری از کوهنوردان خود را در تاریکی و پس از نیمه شب در حال پایین آمدن دیدند، زیرا کولاک شدیدی کوه را فرا گرفت. نه تنها پنج نفر جان باختند، بلکه بسیاری دیگر به سختی جان به در بردند که با آسیبهای شدید همراه بود.

چرا قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی نادیده گرفته شد؟
بسیاری از اعضای تیم به صراحت خطرات مربوط به نقض قانون ساعت ۱۴ را تشخیص دادند، اما تصمیم گرفتند قضاوت سرپرستان را زیر سوال نبرند. این گروه‌ها هرگز در یک گفت‌وگوی آشکار و صریح در مورد ادامه صعود شرکت نکردند. نیل بیدلمن، راهنمای تیم فیشر، در مورد صعود در عصر به شدت محتاط بود. با این حال، او احساس خوبی نکرد که به فیشر بگوید که گروه باید بازگردد.

درک وضعیت نسبی او در گروه بر رفتار بیدلمن تأثیر گذاشت. او “کاملاً از جایگاه خود در اکسپدیشن آگاه بود” و در نتیجه، ترجیح داد نگرانی‌های خود را ابراز نکند.او در پاسخ گفت: “من به عنوان راهنمای سوم در نظر گرفته می‌شدم… بنابراین سعی کردم تصمیم گیرنده نباشم. . در نتیجه، زمانی که باید حرف بزنم صحبت نکردم، و حالا به خاطر آن خودم را سرزنش می کنم.»

به طور مشابه، جان کراکوئر، روزنامه نگاری که به عنوان عضوی از تیم هال صعود می کرد، شروع به احساس ظهور «پروتکل راهنما-مشتری» کرد که رفتار کوهنوردان را شکل داد. کراکوئر خاطرنشان کرد: «در این اکسپدیشن، اندی هریس (یکی از راهنماهای راب هال) در نقش راهنمای شکست ناپذیر انتخاب شد تا از من و سایر مشتریان مراقبت کند. به طور خاص به ما تلقین شده بود که قضاوت راهنمایان خود را زیر سوال نبریم.

کوهنوردان این تیم های اعزامی نیز شناخت خوبی از یکدیگر نداشتند. بسیاری از آنها قبل از رسیدن به نپال با همکاران خود ملاقات نکرده بودند. در طول مدت کوتاهی که با هم داشتند، ایجاد احترام و اعتماد متقابل دشوار بود. بسیاری از کوهنوردان نمی دانستند که چگونه ممکن است به سؤالات یا نظرات آنها واکنش نشان دهند، وقتی شک و تردید در ذهن آنها ظاهر شد، مردد ماندند. آناتولی بوکریف، راهنمای روسی، که تسلط زیادی به زبان انگلیسی نداشت، ایجاد روابط با هم تیمی هایش را به خصوص دشوار می دانست. در نتیجه، او نگرانی‌های خود را در مورد جنبه‌های کلیدی برنامه‌های سرپرستان ابراز نکرد، زیرا از این ترس داشت که دیگران ممکن است به نظرات او واکنش نشان دهند. متأسفانه، او بعداً نوشت: “سعی کردم زیاد بحث برانگیز نباشم و در عوض شهودم را کم اهمیت جلوه دهم.”

هال همچنین در روزهای ابتدایی اعزام به تیم خود به صراحت اعلام کرد که از اختلاف نظر و بحث در طول صعود استقبال نخواهد کرد. او معتقد بود که دیگران باید به خاطر تخصص گسترده‌اش در کوه‌نوردی و سوابق قابل‌توجه او در هدایت مشتریان به قله اورست، به او گوش فرادهند. از این گذشته، هال در ۴ سفر قبلی در مجموع ۳۹ مشتری را به سمت قله هدایت کرده بود. او در روزهای اولیه صعود اظهارات تندی بیان کرده بود: «من هیچ اختلافی را در آنجا تحمل نمی‌کنم. حرف من قانون مطلق خواهد بود و این فراتر از درخواست است. از قضا، هال در روز قله از برنامه عقب افتاد و باید به عقب برمی گشت، اما مشتریان تصمیم او را برای ادامه دادن به سمت قله به چالش نکشیدند. به دلیل اعلام اولیه اختیارات هال، کراکوئر نتیجه گرفت: «بنابراین انفعال مشتریان در طول سفر ما تشویق شده بود.»

دیری نگذشت که احترام به “متخصصان” به یک رفتار معمولی برای اعضای تیم تبدیل شد. هنگامی که کارشناسان شروع به نقض رویه های خود کردند یا اشتباهات اساسی دیگری مرتکب شدند، این الگوی احترام ادامه یافت. اعضای تیم کم‌تجربه برای طرح سؤالات یا نگرانی‌ها تردید داشتند. وضعیت فیشر به ویژه غم انگیز بود. وضعیت جسمانی او در جریان تلاش نهایی قله به شدت بدتر شد و مشکلات او برای همه از جمله تازه کارها آشکار گردید. او تلاش کرد تا یک پا را جلوی پای دیگر بگذارد، اما «هیچ‌کس درباره‌ی ظاهر خسته‌ی فیشر صحبت نکرد» یا به او پیشنهاد نکرد که به سمت پایین بازگردد.

اگر کوهنوردان در طول صعود عقب بمانند، با فرود شبانه بسیار خطرناکی روبرو می شوند. هال و فیشر این خطرات را تشخیص دادند. علاوه بر این، آنها فهمیدند که افراد پس از نزدیک شدن به هدفشان،به سختی دست از تلاش برای صعود به قله برمیدارند. آن‌ها می‌دانستند که کوهنوردان وقتی به قله نزدیک می‌شوند، به ویژه در معرض «سوگیری هزینه از دست رفته» هستند. بنابراین، آنها از پایبندی دقیق به یک قانون تصمیم گیری از پیش تعیین شده حمایت کردند. فیشر آن را به عنوان “قانون ساعت دو” -یا آنچه ما به عنوان قانون ساعت 14 در کوهنوردی می شناسیم- توصیف کرد – یعنی وقتی مشخص شد که یک کوهنورد نمی تواند تا ساعت دو بعد از ظهر به قله برسد، باید صعود خود به قله خود را متوقف کرده و به محل امن برگردد. اگر کوهنوردان این کار را انجام ندادند، وظیفه سرپرستان یا راهنماها خواهد بود که به کوهنورد دستور بازگشت دهند. یکی از اعضای تیم به یاد می‌آورد: «راب به طور مکرر درباره اهمیت داشتن یک زمان چرخش از پیش تعیین‌شده در روز قله و رعایت آن صرف نظر از اینکه چقدر به قله نزدیک بودیم، برای ما سخنرانی کرده بود».
نکته: قانون ساعت ۱۴ در کوهنوردی در قله اورست به عنوان یک قانون نانوشته پذیرفته شده است که اکنون توسط سایر کوهنوردان نیز مدنظر قرار می گیرد. بیشترین نمود این داستان در تراژدی ۱۹۹۶ یافت شد. در سال ۲۰۱۵ فیلم سینمایی با نام اورست ساخته شد که روایتگر این داستان است.

برچسب ها: ,

مطالب پیشنهادی دیگر:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست